از سری تلاشهای مامان و آروین
امروز مامانی بازم می خواست یه عکس خوشگل بگیره و تو تاپیک عکس فرشته های سال 90 با موضوع نی نی و اسباب بازی بذاره
تصاویر ماجرا را کاملتر شرح میدهند
اکنون شرح ماجرا از زبان گل پسرم آروین
من همه اسباب بازیهامو با خودم می برم

بعدش مامانی این عروسکم رو بهم داد تا باهاش بازی کنم و اون عکس بگیره
اول باهاش صحبت کردم

بعدم گرفتم گوشش رو خوردم 

بعد تصمیم بر آن شد تا من با قطارم بازی کنم

مامان این چه جوری کار می کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب حرکت کن دیگه
(حرکت نکرد منم به هم ریختمش )

بعدش سوار ماشین شارژیم شدم 



برو اونور خودم می خوام تنها بشینم 

اینم من و وسایل نقلیه


مامانی من از تفنگ می ترسم



مامانی آخر سر با کمک دوست هاش این عکس رو انتخاب کرد 

شب که بابایی اومد گفت کاشکی عکسی که گوش عروسکش رو می خورد می گذاشتید 

ولی مامانی نمی دونه میشه عکس رو عوض کرد 

من و مامانم از خاله ندا تشکر می کنیم که این تاپیک رو ایجاد کرد چون به ما خیلی خوش می گذره و برای خودش خاطره است میسی خاله جون
عزیزم همه زندگیم دوستت دارم چون تو قشنگترین بهانه زندگیم هستی
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
(مامان لیلا)


از سری تلاشهای مامان و آروین
